به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجتالاسلام والمسلمین ابوالقاسم مقیمیحاجی، معاون آموزش حوزههای عملیه، روز چهارشنبه ۱۳ آبان ۱۴۰۵ در نشست هم اندیشی مدیران مراکز تخصصی حوزوی که در سالن آیتالله حائری(ره) مرکز مدیریت حوزههای علمیه در قم برگزار شد، با تشریح پرسشهای پیش روی تحول نظام آموزشی حوزه، بر ضرورت تعیین هدف هر مقطع پیش از بودجهبندی دروس تأکید کرد و بررسی شیوه ورود به تخصص، استمرار آموزشهای هویتبخش طلبگی و میزان نیاز رشتهها به فقه و اصول را از محورهای اصلی این فرایند دانست.
ببینید:
تصاویر/ نشست هماندیشی معاونت آموزش حوزه و مدیران مراکز تخصصی
سه هدف برای دوره نخست آموزش حوزه
معاون آموزش حوزههای علمیه با اشاره به مباحث مطرحشده در جلسات کارشناسی تحول نظام آموزشی، گفت: در دفاع از یک دوره عمومی جامع برای مقطع نخست، سه هدف اصلی مطرح شده است؛ نخست، فراگیری دانشهای پایه مشترک که برای ورود به رشتههای مختلف ضرورت دارد؛ دوم، شکلگیری هویت طلبگی و استحکام نیازهای اعتقادی و فردی؛ و سوم، کسب حداقل دانش و مهارت لازم برای انجام کارویژه اجتماعی روحانیت.
وی توضیح داد: طلبه پس از ورود به حوزه، با پرسشهای مردم درباره احکام، تاریخ و مسائل اعتقادی مواجه میشود و برخی طلاب نیز در همان دوره به تبلیغ میپردازند؛ از این رو، باید حداقل آمادگی لازم برای پاسخگویی و ایفای نقش اجتماعی را داشته باشند.
معاون آموزش حوزههای علمیه افزود: پس از روشن شدن ساختار کلی مقاطع و اهداف آنها، باید به هر مقطع بازگشت و مشخص کرد که تحقق این اهداف به چه مواد درسی و چه میزان آموزش نیاز دارد.

تقدم هدفگذاری بر تنظیم برنامه درسی
حجتالاسلام والمسلمین مقیمی حاجی با تأکید بر تقدم هدفگذاری بر تنظیم برنامه درسی، اظهار کرد: ابتدا باید معلوم شود در مقطع نخست، چه میزان دانش پایه در فقه، ادبیات و سایر علوم مورد نیاز است؛ سپس بر اساس آن، بودجهبندی دروس و مدت دوره تعیین شود.
وی ادامه داد: اگر مجموعه اهدافی که برای یک دوره در نظر گرفتهایم، به زمان بیشتری نیاز دارد، باید یا در اهداف بازنگری کنیم یا زمان متناسبی به آن اختصاص دهیم. نمیتوان هم بر همه انتظارات اصرار کرد و هم زمان تحصیل را بدون تغییر نگه داشت.
معاون آموزش حوزههای علمیه خاطرنشان کرد: ممکن است در بررسیها به این نتیجه برسیم که دوره نخست، صرفاً بر پایههای علمی و نیازهای فردی متمرکز باشد و بخشی از آموزشهای مربوط به حضور اجتماعی، به مقطع بعد منتقل شود. این موضوع باید در فرایند کارشناسی و سپس در مراجع تصمیمگیر بررسی شود.
حجتالاسلام والمسلمین مقیمیحاجی تأکید کرد: کیفیتبخشی اقتضا میکند حجم محتوا با ظرفیت واقعی یادگیری طلبه و زمان در اختیار او متناسب باشد؛ بویژه آنکه وضعیت علمی ورودیها، توان دریافت مطالب و مسائل مربوط به تمرکز آنان نیز باید در برنامهریزی دیده شود.
ضرورت اختصاص زمان به فعالیت علمی خارج از کلاس
معاون آموزش حوزه های علمیه با اشاره به ضرورت اختصاص زمان به فعالیت علمی خارج از کلاس، گفت: بخشی از زمان باید برای کار، تمرین و فعالیت آموزشی باقی بماند.
وی افزود: پس از تعیین ظرفیت زمانی هر درس، باید از متخصصان خواست با روش مناسب، محتوای ضروری را در همان ظرفیت طراحی کنند. افزایش ساعات هر دانش، بدون توجه به مجموع برنامه و محدودیتهای واقعی، راهحل مسئله نیست. بنابراین تعیین سهم دانشها باید نسبت هر درس با هدف دوره و نیاز واقعی فراگیر روشن باشد.
گردآوری اطلاعات تفصیلی ۴۸۵ مدرسه فعال کشور
وی با اشاره به اقدامات انجامشده برای ارزیابی وضعیت آموزش، از گردآوری اطلاعات تفصیلی ۴۸۵ مدرسه فعال کشور در یک سال گذشته خبر داد و گفت: این اطلاعات با حدود ۲۵ تا ۳۰ شاخص و به تفکیک مدارس تهیه شده است.

بررسی دو الگو برای ورود طلاب به حوزههای دانشی
معاون آموزش حوزههای علمیه در تشریح موضوع اصلی نشست گفت: پس از گذراندن دوره عمومی، دو الگو برای ورود طلبه به حوزههای دانشی قابل بررسی است.
در الگوی نخست، طلبه مستقیماً یکی از حوزههای دانشی پیشبینیشده در درختواره حوزه را انتخاب میکند؛ برای مثال، وارد فقه و اصول، تفسیر، کلام، فلسفه یا سایر رشتهها میشود.
در الگوی دوم، مجموعه دانشها ابتدا در پنج یا شش سرشاخه کلان دستهبندی میشود و طلبه پس از ورود به یکی از این مجموعهها، فراگیری مشترکات و آشنایی بیشتر، رشته دقیق خود را انتخاب میکند.
وی با ذکر مثالی گفت: در مجموعه علوم عقلی، طلبه میتواند ابتدا با مشترکات و کلیات دانشهای مرتبط آشنا شود و سپس میان فلسفه، کلام، منطق و عرفان دست به انتخاب بزند. چنین الگویی درباره دیگر مجموعههای دانشی نیز قابل طرح است.
مرحله سرشاخهها
حجتالاسلام والمسلمین مقیمی حاجی با تأکید بر اینکه مسئله فعلی، ضرورت علمی مرحله واسط است، اظهار کرد: باید مشخص شود ورود از مسیر سرشاخهها، صرفاً مسیر تحصیل را طولانی میکند یا به شناخت عمیقتر، انتخاب دقیقتر و ... کمک میکند. اگر معرفی حوزههای دانشی در چند واحد برای انتخاب آگاهانه کافی باشد، باید ضرورت ایجاد مرحلهای دیگر را توضیح داد؛ اما اگر انتخاب دقیقتر، به فراگیری مشترکات و آشنایی عمیقتر نیاز دارد، این مرحله میتواند توجیه علمی داشته باشد.
ایجاد مرحله گرایشی، لزوماً به معنای مقطع مستقل نیست
معاون آموزش حوزههای علمیه در پاسخ به پرسشهای مربوط به مدت دوره نخست و جایگاه مرحله سرشاخهها، گفت: اگر ضرورت این مرحله از نظر علمی احراز شود، درباره شکل اجرای آن میتوان جداگانه تصمیم گرفت.
حجتالاسلام والمسلمین مقیمیحاجی توضیح داد: ممکن است آموزش سرشاخهها در سالهای پایانی مقطع نخست قرار گیرد و این دو مرحله در عمل، یک مقطع را تشکیل دهند. همچنین اگر مرحله واسط، هدف و هویت مستقل یا نیاز به مدرک جداگانه نداشته باشد، ضرورتی ندارد حتماً مقطعی مستقل تعریف شود.
معاون آموزش حوزههای علمیه تأکید کرد: ابتدا باید ترتیب منطقی آموزش و ضرورت هر مرحله روشن شود و سپس درباره مدت، محل استقرار و ساختار اجرایی آن تصمیم گرفت.
تعریف دروس پایه بر اساس نیاز مشترک رشتهها
حجتالاسلام والمسلمین مقیمیحاجی با تأکید بر ضرورت بازتعریف مفهوم «پایه»، گفت: باید معلوم شود چه میزان از هر دانش، پایه مشترک همه رشتههاست و کدام بخش، به آموزش تخصصی رشتههای مرتبط تعلق دارد.
وی با اشاره به ادبیات عرب اظهار کرد: نباید صرفاً از روی جایگاه فعلی یک کتاب نتیجه گرفت که همه محتوای آن، پایه مشترک است. برای نمونه، باید بررسی کرد آیا متنی مانند «مغنی» برای همه رشتهها ضرورت دارد یا بخشهایی از این سطح از ادبیات باید در رشتههای مرتبط ارائه شود.
حجتالاسلام والمسلمین مقیمی حاجی افزود: میزان ادبیات مورد نیاز تفسیر، کلام، فقه، علوم انسانی و تبلیغ باید در کنار هم دیده شود تا نیاز مشترک آنها به دست آید. ملاک، تنها نظر متخصص یک دانش درباره افزایش سهم رشته خود نیست.
معاون آموزش حوزههای علمیه همین منطق را درباره بلاغت، منطق، فلسفه، حدیث و دیگر دانشها قابل اعمال دانست و تأکید کرد که حجم آموزش و ساعات درسی باید از این بررسی استخراج شود.
رشتههای حوزه، تلفیقی از دانشهای محض و مسیرهای کاربردی است
حجتالاسلام والمسلمین مقیمی حاجی در توضیح جایگاه نیازهای اجتماعی در درختواره رشتهها، گفت: در طراحی رشتهها، کاربردها نیز دیده شده و مجموعه موجود، صرفاً شامل دانشهای محض نیست. بخشی از رشتهها برای تولید علم و نظریهپردازی طراحی شدهاند و بخشی دیگر، پاسخگویی به نیازهای مشخص جامعه را دنبال میکنند.
معاون آموزش حوزههای علمیه با اشاره به رشتههای حقوق و قضا، فقه و حقوق و نیز ۲۶ رشتهگرایش تبلیغ، گفت: تفاوت مأموریتها در طراحی این مسیرها لحاظ شده است. رشته «معلم مبلغ» نیز برای تربیت نیروی مورد نیاز این عرصه پیشبینی شده و خود دارای گرایشهای مختلف است.
وی تأکید کرد که بحث نشست، ناظر به چگونگی ورود طلاب به این مجموعه متنوع از مسیرهای علمی و کاربردی است.
تخصص علمی چه نسبتی با هویت طلبگی دارد؟
معاون آموزش حوزههای علمیه در جمعبندی، یکی از پرسشهای اساسی مقاطع تخصصی را میزان استمرار دروس هویتبخش طلبگی دانست و گفت: پس از ورود طلبه به یک رشته مانند فلسفه، کلام یا تفسیر باید روشن شود که او علاوه بر دانش اصلی خود، چه چیزهای دیگری را به اقتضای هویت طلبگی نیاز دارد.
وی با طرح پرسشهایی درباره آگاهی طلبه متخصص از احکام، قرآن، تاریخ اسلام و معارف اهلبیت علیهمالسلام، اظهار کرد: باید بررسی کنیم آیا تربیت فردی که فقط یک دانش تخصصی را میشناسد، با جایگاه اجتماعی روحانیت و انتظارات از آن تناسب دارد یا لازم است بخشی از آموزشهای مشترک ادامه یابد.
حجتالاسلام والمسلمین مقیمیحاجی افزود: حتی درباره میزان توان پاسخگویی به پرسشهای شرعی باید تصمیم روشنی داشته باشیم؛ اینکه طلبه چه مقدار باید بداند و در چه مواردی، ارجاع به متخصص مورد نیاز است.
معاون آموزش حوزههای علمیه تأکید کرد که پاسخ به این پرسشها باید در طراحی نظام آموزشی و مهارتی انعکاس پیدا کند.
میزان نیاز رشتههای تخصصی به فقه و اصول بررسی شود
وی، میزان نیاز رشتههای مختلف به فقه و اصول را از مهمترین مسائل مقطع تخصصی دانست و با اشاره به جایگاه فعلی دروس مشترک فقه و اصول در کنار آموزشهای تخصصی، افزود: باید بررسی کنیم این میزان آموزش، بر چه مبنایی ضروری دانسته شده و چه نقشی در پختگی علمی طلبه دارد.
حجتالاسلام والمسلمین مقیمی حاجی ادامه داد: پرسش این است که آیا الگوی موجود باید حفظ شود یا میتوان با تغییر دروس و طراحی آموزش متناسب با هر رشته، همان توان و پختگی را تأمین کرد. این مسئله، علاوه بر کیفیت تربیت علمی، بر حجم برنامه و تعداد سالهای تحصیل نیز اثر مستقیم دارد و باید در جلسات تخصصی مورد بررسی قرار گیرد.

مسیر آموزش عالی حوزه
حجتالاسلام والمسلمین مقیمی حاجی با اشاره به پیشبینی مسیرهای تخصصی در مقاطع بالاتر، گفت: درس خارج در رشتههایی مانند فلسفه، کلام و ادبیات عرب نیز در ساختار رسمی حوزه مورد توجه قرار گرفته و در حال رسمیت یافتن است. لذا در بررسی ساختار مقاطع، باید دورههای تحقیقی و مسیر ادامه تحصیل در دانشهای مختلف نیز دیده شود.
معاون آموزش حوزههای علمیه در عین حال تأکید کرد که یکی از کانونهای اصلی بحث، مرحله ورود به گرایشهای تخصصی و تعیین میزان دروس مشترک آن است؛ بویژه سهم فقه و اصول و نقشی که در شکلگیری توان علمی فراگیر دارد.
الزامات تربیت نظریهپرداز
وی با طرح ضرورت بررسی تفاوت مسیرهای آموزشی، اظهار کرد: یک مسیر، تربیت فردی است که میخواهد در کلام، تفسیر یا سایر دانشها صاحبنظر و نظریهپرداز شود؛ در این مسیر، جایگاه روششناسی قوی اجتهادی و میزان نیاز به فقه و اصول باید به دقت بررسی شود. در مقابل، رشتههای کاربردی نیز داریم که هدف آنها الزاماً تربیت نظریهپرداز نیست، بلکه آماده کردن فرد برای انجام یک کارویژه مشخص و خدمت به جامعه است.
معاون آموزش حوزههای علمیه گفت: تناسب الزامات آموزشی با هدف و مأموریت نیز باید پاسخ روشن پیدا کند. ممکن است استعداد یا علاقه فرد در مسیر کاربردی باشد یا حتی با وجود توان ادامه مسیر اجتهادی، به دلیل نیاز جامعه، خدمت در عرصهای مشخص را انتخاب کند. طراحی آموزش باید این تفاوتها را در نظر بگیرد.
وی همچنین از گفتگو با صاحبنظران رشتههای مختلف درباره نیازهای آموزشی در مقاطع گوناگون خبر داد.
سه محور برای ادامه بررسیها
حجتالاسلام والمسلمین مقیمیحاجی، استمرار آموزشهای هویتبخش طلبگی در مقاطع تخصصی، میزان نیاز رشتهها به فقه و اصول و روششناسی اجتهاد و تفاوت الزامات مسیرهای نظریهپردازانه و کاربردی را سه محور ادامه بررسیها عنوان کرد و گفت: پس از روشن شدن این مسائل، باید به اهداف هر مقطع، بودجهبندی دروس و جزئیات برنامه بازگشت؛ بررسیهایی که احتمالاً به جلسات کوچکتر، متمرکزتر و تخصصیتر نیاز دارد.
معاون آموزش حوزههای علمیه همچنین بر حضور صاحبنظران مرتبط از جمله متخصصان فقه و اصول در ادامه گفتگوها و فراهم کردن فرصت بررسی پیشینی موضوعات برای مدیران مراکز تأکید کرد.
گزارش کامل نشست (دیدگاه های مدیران مراکز تخصصی) متعاقباً منتشر خواهد شد.
انتهای پیام











نظر شما